ادبیات
مُردن؛ پیش از احتضار
آن گاه که شب چترش را بر خانهها و رودها میگشاید بطری کوچکِ زهر را سر میکشم و اندوه دیگر اثر ندارد. مرگ
وقفه های مکتوب در وضعیت
ادبیات
آن گاه که شب چترش را بر خانهها و رودها میگشاید بطری کوچکِ زهر را سر میکشم و اندوه دیگر اثر ندارد. مرگ
یک سفرنامه پژوهشی
نامهای به یک دوست چند روز پیش دوست عزیزی از من پرسید: چرا انزوا را ستایش میکنی؟ چه چیز درخشانی میتواند در تنهایی
ادبیات
"پێداچوونەوەیکی رەخنەیی بە سەر هەستی نەتەوەپەرەستی لە کوردوستان، بە بیانووی سەرگوزەشتە تاڵەکەی مستەفا" یەک لە کێشەکانی نەتەوەپەرەستی
ادبیات
داستان: شبِ آخرِ سال شاهو محمودی
ادبیات
ئهم شێعره لە لایەن هاوڕێم ”حەمە قادر” شاعیر و سینەماکاری کوردوستانی باشور وەرگێردراوە بۆ زمانی کووردی. هەروەها خوێندنەوە شێعرەکە بە دەنگی خۆیەتی
ویروس کورونا در ایران
هر پدیدهای در جهان انسانی مجموعهای اثرات و بسامدهای آشکار و نیز مجموعهای اثرات پنهان دارد که به مرور زمان زنجیره
ادبیات
فایل صوتی شعر را از اینجا بشنوید فرو رفته، زانوزده، بیرمق بازگشته از جنگی بیسرانجام با خویشتنِ خویش اُفتاده بر پوستِ
ادبیات
من در جادههای زیادی بودهام و از مقصدهای بیشماری گذشتهام که در آنها همقطارانم را برای آخرین بار در آغوش کشیده
عاطفه رنگریز
داستانی از: «عاطفه رنگریز» از ساختمان بیرون زدم و دستی به نشانه خداحافظی تکان دادم، راه میرفتم و میدانستم که چیزی متفاوت در کار
ادبیات
⇓فایل صوتی شعر:⇓ بر فرازِ "زاگرُس" ایستاده بود با سه چهره بر بالای گردن یکی به مغرب به تماشای شکوه ِ اندامِ
چگونه میتوانی بگریزی؟
نسخه صوتی شعر ای سرزمین ِ من! آن زمان که دیدمت آنگونه که شاعران و آوازخوانها گفتند زیبا نبودی! چشمهای سُرخات که
ادبیات
⇓لێرەوە دەتوانی ئەم شێعرە ببیسیت⇓ بۆ هاوڕێم: حەمە قادر ئەى نیشتمانی من! ئەوکاتەى تۆم بینی بەوجۆرەى شاعیران و سترانبێژان دەیانگوت جوان نەبوویت! چاوە سوورەکانت